|
دچار کسی باش که دچارت باشد ----».♥ دچار یعنی عاشق♥ |
||
|
|
بیاینـ هروقتـ دوسـ داشتینـ ؛اکثر اوقاتمـ خودمـ هستمـ...
رو اون نظر بديد
يه امتياز رو تاپ بلاگر بهم بدين؟؟؟؟ وب عكسام تو لينكام برين ببين
pagerank مـ ۲ شد:))))) خيلے خوشحالــــــــــــــــم:)
+
تاريخ یکشنبه 1391/02/17ساعت 12:24 بعد از ظهر نويسنده ♥ღدریــــــاღ♥
كه در برابر و هنوزم تو اين مملكت درس ميخونه كار ميكنه،ورزش ميكنه،رانندگي ميكنه
و به بچش ياد ميده كه
میخواهم ساده اعتراف کنم
دقيقا من الان همون حالتو دارم... هيچ چيزيو نميدونم كه بايد چيكار كنم... يه جور خلا كه نه حس يه چيزيمو گم كردم امروزم ولی اصلا خوشحال نیستم...
*کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده ...میگه : آره .... میگم : بریزمش دور ؟ میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره !!!!به سلامتی همه باباها.... ![]() ღღღღღღღღღღღღღღ
ღღღღღღღღღღღღ
ღღღღღღღღღღღღღღ
ღღღღღღღღღღღღღღ ღღღღღღღღღღღღღღ
ღღღღღღღღღღღღღღ ღღღღღღღღღღღღღღ
ღღღღღღღღღღღღღღ ღღღღღღღღღღღღღღ
ღღღღღღღღღღღღღღ
مطلب از:
برگ پاییزی... وقتی میداند... دِرَختـْـــــ... عشق
در را بست و رفت... آدم ها مسئولیت خودشان را ... بر گردن
در زیر باران حتی به درخواست میخواهم تنهایی ام را... به رخ این هوای باران ... نـ ـبـ ـا ر...! من نه چتر دارم...نه نبار لعنتی... من دیگه نیستم...!
آنقدر فراموش ميكنم بايد
ميگذارند به حساب جواب نداشتنت... نميدانند داري جان ميكني... تااحترامشان را نگه داري...!!!
حتی زمانی که هیچ کس و حالا که همه شعر میگویید... همه با هم میگوییم: و دوربین های عکاسی را تا پنهان کنیم آن اندوه موروثی را پشت این لبخند مصنوعـ ـی...
از آدمایی که می خوان... مـ ـالـ ا و نـ ـا باشی... اما خودشون
آرزوی قشنگی ست... داشتن بر دشت سپید پوشیده از هنوز نه
دلم میخواد یه دل سیر گریه کنم... چقد به آرامش زیاد احتیاج دارم... *نگاهم کن؛نگاهم كن كه توي شب گرفتارم يه دريا تو چشام دارم ولي هرگز نميبارم بجز تو آشنایی نیس رفیق و هم صدایی نیس ولی حتی برای ما پناهی جز جدایی نیست منم از روزگار سوت و کور و بی نفس خسته منم تنهاترین عابر تو این کوچه که بن بسته ببین سبزینه فریاد تلخم تو گلو پژمرد دوباره این منو دروازه های تا ابد بسته تو بودی و تباهی رو توی چشمام نمیدیدی تو یکدم غصه هامو از توی قلبم ندزدیدی کسی ویروونی عشقو توی چشام نمیبینه توام مثه همه بودی توام من رو نفهمیدی* توام مثه همه بودي،فقط من فكر ميكردم نيستي... من احمق من لعنتي هرچقد سرمو ميون دستام ميگيرم يه ذره از سردردم خوب نميشه... چيزي هست كه آرومم كنه؟
امیدوارم سال جدیدو باهم دیگه خیلی خوووووب ادامه بدیم...
+
تاريخ جمعه 1391/01/11ساعت 3:32 بعد از ظهر نويسنده ♥ღدریــــــاღ♥
+
تاريخ سه شنبه 1391/01/01ساعت 1:21 بعد از ظهر نويسنده ♥ღدریــــــاღ♥
یه سال گذشت.. داریم میریم تو سال دوم.. وااااا ی خدایا چه زود میگذره لحظه لحظه های عمر مزخرفمون که الکی فقط دلمون به یه چیزایی باید خوش باشه که بعدا بدون اینکه بخوای باید ازشون دل بکنی... بهار داره میاد.. همه خوشحالن... همه سعی میکنن بازم همو دوس داشته باشن.. امیدوارم امسال همتون چه اونایی که میشناسم چه اونایی که نمیشناسم... چه کسایی که دوسشون دارم... چه اونایی که ازشون متنفرم.. و چه اونی که عاشقانه می پرستمش.. همه و همه به تمام چیزایی که میخوان برسن... شادی مهمون خونه هاشون و مهمون همیشگی قلباشون بشه.. و در کنار کسایی که واقعا لایقشونه و میتونن کنار هم خوشبخت شن.. یه زندگی عالی داشته باشن... خودتونو نو کنید... کثیفایرو از دلاتون بریزین دور... شاد باشین... به چیزای خوب فکر کنین.. و در کل یه سال پر از قشنگی و زندگی خوب و عالی رو حس کنید...
یه شب ستاره چشمک زنون خندید و گفت:کنارتم تا اخرش تا پای جون... ستاره ی قشنگی بود... آرومو ناز و مهربون... ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون! اما زیاد طول نکشید عشق منو ستاره جون.. حالا شبا به یاد اون... چشم میدوزم به آسمون...
هیچکس کاری بکار من نداشت... بنویسید بعد مرگم روی سنگ.. با خطوطی نرم و زیبا... او که خوابیدست در این گور... بودنش را هیچکس باور نداشت...
حتي اگر بهترين هايت را از دست داده اي! چون اين زندگي كردن است كه بهترين هاي ديگري برايت ميسازد! *اميل فاكو
دل منه برا منه تو سينه منه اما برا تو ميزنه...
اما قشنگتر اينه كه بعضيا روي تختاي يه نفره بياده هم تا صبح بيدارن!
همه دغدغه اش باران نيست... گاه از غصه تنها شدنش ميبارد...!
احساسم نوشت:
|
|